خونه نو
پسرک گلم ما اول آذر 91 همه اسباب و اثاثیه هامونو جمع کردیم و به خونه خودمون اسباب کشی کردیم
قبل از اون من و تو بابایی می رفتیم و همه جای خونمونو تمیز می کردیم و چقدر از لحظه به لحظه اون روزها عکس گرفتم و دزد نا مرد نابودشون کرد از طی کشیدن تو از حس مالکیت تو نسبت به اتاقت (هر کس برای اولین بار میومد خونمون دستش رو می گرفتی و یک راست می بردی تو اتاقت و می گفتی :بورا منیم اتاکم دی (اینجا اتاق منه ) وای که چقدر من از این لحظه ها لذت می بردم
یه چند تا عکس از خونمون برات می ذارم شاید تا بزرگ شدنت اینجا رو فروختیم حد اقل جزیی از خاطراتشو باهات داشته باشیم
اول از همه اتاق تو


بعدش سالن و آشپزخونه



سرویسها


اتاق ما و کتابخونه بابایی


بعداً سر فرصت برات عکسهای قشنگ تر و با کیفیت تر می ذارم در ضمن خونه رو به خاطر تو گل پسرم لخت کردم تا با آزادی کامل بچگی کنی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خونه نو
